نوشته شده توسط مبينا در ساعت 12:33 | لینک  | 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 13:13 | لینک  | 

امير آبادى: با لوئيز رقابت سختى در سمت راست خواهم داشت

مهدى امير آبادى مدافع تيم فوتبال استقلال تهران در خصوص اينكه قرار است در رقابت هاى اين فصل در سمت راست به ميدان برود گفت:

به شخصه بازى در راست را ترجيح مى دهم. با آقاى مظلومى هم در اين خصوص صحبت كرده ام و با تائيد وى در رقابت هاى اين فصل در پست خسرو حيدرى به ميدان خواهم رفت. البته در اين پست بايد رقابت سختى با لوئير برزيلى داشته باشم. وى بازيكن ليگ برترى برزيل بوده و همين موضوع نشان دهنده اين است كه حضور وى براى استقلال قطعا مفيد خواهد بود. با اين حال اينكه من در بازى باشم يا بازيكن ديگرى چندان فرق نمى كند چون مهم موفقيت تيم است.وى در خصوص شرايط تيم اظهار داشت: تيم در حال حاضر شرايط خوبى دارد. تا شروع بازى ها زمان براى آماده شدن داريم. استقلال امسال به مراتب بهتر از سال گذشته است و با بازيكنان خوبى كه جذب كرده ايم و رسيدن به هماهنگى، استقلال قطعا شانس قهرمانى در ليگ يا جام حذفى را خواهد شد.

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 19:56 | لینک  | 

 

 

  "تو این شب زمستونی بهاری شدن زندگیت رو بهت تبریک میگم..."

 

 

 


 

 

دوستان شرمنده که وبلاگ فعلا رو هواست! قول میدم درست شه....

 

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 16:9 | لینک  | 

امان از این منشور اخلاقی!

موتور سواری امیرآبادی ممنوع شد

شایعه شده بود مهدی امیرآبادی به دلیل ریش لنگری که در طول فصل گذشته داشته در لیست منشوری ها قرار گرفته است. به همین دلیل امیرآبادی به دیدار علیپور، معاون فرهنگی سازمان لیگ رفت تا ببیند مشکل او چیست.

امیرآبادی خطاب به علیپور گفته که اگر مشکلم ریش لنگری است ریشم را می زنم. علیپور هم به امیرآبادی تاکید کرد که حتما ریش خود را بزند ولی مشکل او فقط ریش نیست. علیپور به امیرآبادی تاکید کرد که دیگر حق ندارد با موتور سیکلت سر تمرین حاضر شود و بعد هم عکسی بگیرد و عکسش هم روی جلد روزنامه ها چاپ شود. علیپور موتور سواری را برای امیرآبادی ممنوع کرد تا هافبک ریزنقش استقلال دیگر نتواند روی جلد روزنامه ها با موتور زرد و مشکی اش خودنمایی کند.

 

استقلال جوان

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 20:18 | لینک  | 

 

تــــــــمدیـــد قـــرارداد مـــهدی امیرآبادی

 


هم چپم، هم راست

امیرآبادی: احتیاجی به بازوبند کاپیتانی ندارم

 

یک، ۲، ۳، ۴ ... و بالاخره ۷، هفتمین سال حضورش در استقلال را باید تجربه کند. صحبت از جدایی اش شد اینکه مقصد او دیگر تیم آبی نیست، باید جدا شود. راهی را برود که قربانی رفت، مهدی امیرآبادی اما نرفت، مرفاوی به او اعتقاد داشت، در همان روزهایی که صمد به عنوان سرمربی انتخاب شد حرف از ماندن امیرآبادی هم به میان آمد. گفتند صمد او را مثل پسر خود می داند. انگار قرار است او نور چشمی مرفاوی در فصل جدید باشد. اختلاف نظر مالی، جلسات بی نتیجه و... باعث شد امیرآبادی در هفته های اول نتواند با استقلال به توافق برسد. احتمال جدایی او از تیم بالا برود و ... اما دیروز یک امضا همه شایعات را خنثی کرد. باشگاه استقلال و اتاق مدیر عامل. مهدی امیرآبادی خودکار را به دست گرفت و با استقلال تمدید کرد. ماند تا هفتمین سال حضور خود در جمع آبی ها را تجربه کند.

 

مشکلی نداشتم

مشکل خاصی با استقلال نداشتم. در ارتباط با ماندنم صحبت کردم. برای واعظی آشتیانی احترام خاصی قائل بودم. خوشبختانه مذاکراتمان هم نتیجه بخش شد تا من در تیم بمانم.

 

سه دلیل برای تمدید

برای ماندن سه دلیل داشتم، اول به خاطر پدر و مادرم با استقلال تمدید کردم. دوم به خاطر واعظی آشتیانی و سوم هم به خاطر هواداران. هوادارانی که طی این مدت من را مورد لطف و محبت خود قرار دادند. حمایت های آنها را از یاد نمی برم.

 

جای رفقا خالی است

خروجی های تیم، حیف شد آنها رفتند. نمی توانم بگویم چرا منیعی رفت. نظری هم در ارتباط با جدایی پیروز نمی توانم داشته باشم. همه اینها از دوستان صمیمی من بودند. پیروز، میثم، مهرداد، علیرضا و... جایشان خیلی خالی است ولی باید قبول کنیم که همه یک روز به تیم می آیند و روز دیگر از استقلال جدا می شوند اما این رفاقت ها باقی می ماند. آنها از استقلال رفتند ولی ما هنوز صمیمی ترین دوستان هم به حساب می آییم.

 

با جدایی میثم، استقلال نشدم

جدایی منیعی باعث اصرار مسئولان باشگاه به حفظ من شد؟ نه اینطوری ها نیست. قبل از جدایی میثم هم مسئولان استقلال در چند نوبت با من تماس گرفته بودند که باید حل می شد.

 

سود مالی نکردم

مشکل چه بود؟ سر مسائل مالی به توافق نرسیده بودیم، این را هم بگویم با تمدید قرارداد با استقلال من هیچ سود مالی نکردم. رقم پیشنهادی تیم های دیگر خیلی بالاتر از استقلال بود ولی چه کار کنم عشق به استقلال باعث شد قید آن پیشنهادها را بزنم. ابومسلم، پیکان و مس همه به من پیشنهاد بالا دادند اما استقلال الویت اول بود.

 

احتیاجی به بازوبند کاپیتانی ندارم

هفتمین سال حضورم در استقلال را تجربه می کنم اما دنبال کاپیتانی نیستم اگر دنبال کاپیتانی بودم حرفم را می زدم. در ۲۲ سالگی در سایپا کاپیتان شدم به همین دلیل احتیاجی به بازوبند کاپیتانی ندارم. دوست دارم فصل جدید استقلال تیم قدرتمندی را نشان دهد. سه بار قهرمانی با استقلال را تجربه کرده ام و به همین دلیل می خواهم در فصل جدید چهارمین قهرمانی را هم تجربه کنم. این قهرمانی ها لذت بالایی دارد. شیرینی سه قهرمانی را هنوز هم از یاد نبرده ام.

 

برای چپ و راست نقشه دارم

جناح چپ استقلال در فصل گذشته ضعیف نبود. این حرف ها را اصلا قبول ندارم. تیم، چپ پاهای خوبی را داشت که هر کدام حرف های زیادی برای گفتن داشتند لطفا من را جزو پیستون های چپ تیم حساب نکنید، پست اصلی من راست است به همین دلیل در جناح چپ و راست برنامه دارم. برای جفت پیستون ها نقشه کشیده ام.

 

با راست راحت ترم

در جناح راست راحت تر می توانم بازی کنم. وقتی پست تخصصی ام در این جناح است حتما تمایل برای بازی کردن در این جناح را بیشتر دارم. باید توانایی هایم را نشان بدهم.

 

ناکامی هایم را جبران می کنم

نیمکت نشینی، نه اصلا به این موضوع فکر نمی کنم در فصل جدید فیکس خواهم بود دوست دارم ناکامی های فصل گذشته را جبران کنم. دوست دارم نشان بدهم که فصل گذشته نباید نیمکت نشین می شدم. راست یا چپ، یکی از این دو جناح برای من است. در فصل جدید حرف برای گفتن زیاد دارم.

 

با رفاقت قهرمانیم

استقلال در فصل جدید تیم بسیار جنگنده را از خود نشان می دهد. در اولین تمرین تیم حاضر شدم با لباس شخصی در گوشه زمین شاهد آماده سازی بچه ها بودم. خدا را شکر جو تیم خیلی خوب بود. رفاقت بین بچه ها موج میزد و به همین دلیل من خوشحال هستم. امیدوار به اینکه استقلال در فصل جدید قهرمان شود. برای دومین بار پی در پی کاپ را بالا ببریم.

 

تیم قدیم شکل گرفت

استقلال خانه خودشان است. عنایتی، صادقی برگشتند تا تیم قدیم استقلال دوباره شکل بگیرد. همه باید برای سربلندی استقلال تلاش کنیم. با اتحاد و یکدلی نمی گذاریم همیچ حاشیه ای سراغ تیم را بگیرد. این استقلال برای قهرمانی می جنگد. همه با هم برای سربلندی.

 

حق به حقدار برسد ملی پوش هستم

هر سال برای ملی پوش شدن می جنگم، به استقلال آهمدم پیراهن تیم ملی را از دست دادم. اگر حق به حقدار برسد من در فصل جدید ملی پوش می شوم. به همین دلیل باید با تمام توانم در زمین حاضر شوم آمادگی ام را که بالا بردم ملی پوش می شوم. باید جایگاه واقعی ام را در فوتبال ایران پیدا کنم.

 

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 22:11 | لینک  | 

ناراحتی امیرآبادی از مرفاوی و واعظی

مهدی امیرآبادی مدافع استقلال از رفتار مدیر عامل و سرمربی این تیم که هنوز وضعیت او را مشخص نکرده اند به شدت ناراحت است. قرارداد امیرآبادی با استقلال به پایان رسیده و او به نزدیکانش گفته که دوست دارد فصل آینده هم در این تیم باشد. در این میان صمد مرفاوی تمایلی به حفظ امیرآبادی ندارد و این بازیکن در مورد وضعیتش در استقلال چند بار با واعظی آشتیانی صحبت کرده ولی پاسخ روشنی دریافت نکرده است. این مسائل باعث  شده که امیرآبادی به شدت از مرفاوی و واعظی آشتیانی ناراحت شود، در ضمن گفته می شود که او به یکی از سه تیم مس کرمان، راه آهن و یا سایپا خواهد پیوست.

 

توافق نکرد

مهدی امیرآبادی در آخرین مراجعه اش به باشگاه باز هم برای فصل آینده توافق نکرد. این بازیکن طی چند وقت اخیر مرتب در رفت و آمد به باشگاه بود و در نهایت عدم توافق روز روز سه شنبه حاصل شد. ظاهرا امیرآبادی به دنبال امضای قرارداد برای یک فصل بود و باشگاه خواهان امضا به مدت دو فصل با این بازیکن، همین اختلاف مدت قرارداد باعث شد که امیرآبادی در نهایت از جمع آبی پوشان جدا شود و احتمالا بارش را به مقصد کرمان بندد.

استقلال جوان


ظاهرا جدی ست. جدی تر از دفعه قبل.

ناراحتم.

به هر حال امیدوارم هر جا میره موفق باشه.

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 12:56 | لینک  | 

امیرآبادی از امروز

پیستون چپ استقلال از امرز در تمرینات تیم شرکت می کند.

مهدی امیرآبادی پس از پشت سر گذاشتن مصدومیت خود از امروز پا به توپ می شود تا به مرور شرایط به میدان رفتن برای استقلال را پیدا کند. احتمال به میدان رفتن امیرآبادی در بازی فردا خیلی کم است.

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 18:44 | لینک  | 

در گفت و گو با فارس
امير آبادی: ام صلال را شكست می‌دهيم



خبرگزاری فارس: مدافع تيم فوتبال استقلال تهران گفت: برای شكست ام صلال به قطر می‌رويم و به اين مهم دست می‌يابيم.

مهدی امير آبادی در گفت و گو با خبرگزاری فارس، در خصوص آخرين شرايط خود اظهار داشت: در ابتدای تمرينات در سال جديد متاسفانه از ناحيه دنده دچار آسيب ديدگی شدم و مجبور بودم در طول تعطيلات به فيزوپراپی بپردازم.
وی ادامه داد: در اين مدت دكتر نوروزی زحمات زيادی را متحمل شد و توانست در دقيقه 90 من را مسافر قطر كنند.
مدافع استقلال در مورد ديدار روز سه شنبه تيمش مقابل نماينده قطر در ليگ قهرمانان آسيا گفت: در بازی با الجزيره موقعيت های بسيار خوبی را از دست داديم كه در نهايت از اين ديدار خانگی يك امتياز كسب كرديم اما از اين پس بايد هر سه امتياز را به دست آورده و بازی های داخل و خارج از خانه برای ما تفاوتی نخواهد داشت.
وی در پايان اظهار داشت: اميدوارم دعای خير هواداران استقلال پشت سر ما باشد تا بتوانيم با دست پر به تهران باز گرديم.

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 21:27 | لینک  | 

 

تـــــــــــــــــــــــــولـــــــــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــــــــارک عـــــــــــــزیــــــــــــــــــزم

این هم مصاحبه کافه استقلال جوان با مهدی امیرآبادی؛

دیر شد، شرمنده

---------------------------------------------------------------------

مهدی امیرآبادی: من ازدواج کرده ام

اهل کافه هستی یا نه؟

کافه نه، قهوه خانه هم برای سن بالاهاست. اما کافی شاپ بدک نیست. خوردن یک قهوه یا نسکافه داغ با دوستان می چسبد. کاپوچینو هم بدک نیست.

یک دروغ بگو.

آمادگی ندارم.

باید دروغ بگویی.

بنویس مهدی ازدواج کرد.

با کی؟

مگه نگفتی دروغ بگو.

هر دروغی دروغ نیست. حالا بگو با کی؟ شوخی کردم اما دوست دارم مشخصات یک همسر خوب را از قول تو بنویسم.

کسی که با ایمان، تحصیل کرده و با خانواده باشد.

همین؟

دیگه بازم لازمه بگم؟

بیشتر توضیح بده تا اهالی استقلال بدانند که خوش سلیقه هم هستی.

اخلاق خوب، سیمای خوب و لحن صدای خوب هم که خدا به هر کسی لطف کند باعث می شود وی دلنشین تر شود حالا این فرد می خواهد پسر باشد یا دختر. اخلاق که خوب باشد آدم در دل دیگران جا می گیرد.

یک آرزوی دم دستی؟

سلامتی خانواده و در کل مردم.

آرزوی طول و دراز؟

باز هم سلامتی، هیچ چیز در دنیا جای سلامتی را نمی گیرد.

بهترین مشاوران مهدی؟

پدر و مادر و تعدادی از دوستان.

بزرگترین ایرادی که از تو می گیرند؟

چرا با روزنامه ها زیاد مصاحبه نمی کنی؟

خوب حالا پاسخ این سوال را می دهی؟

حاشیه ها را زیاد دوست ندارم. ذهن آدم را مشغول می کند.

سابقه ملی؟

25 بازی و یک گل هم به نیجریه زده ام.

اوقات بیکاری چه می کنی؟

مطمئن باش فوتبال تماشا نمی کنم.

جالب است اما باور کردنی نیست.

به هر کس این حرف را می زنم مثل تو تعجب می کند.

پس اگر فوتبال تماشا نمی کنی چه می کنی؟

پلی استیشن. فقط پلی استیشن بازی می کنم.

تیم مورد علاقه ات در این فضای مجازی؟

بارسلونا، اغلب اوقات برنده می شوم اما بعضی وقت ها هم می بازم به خصوص اگر با سید مهدی رحمتی و سیاوش اکبرپور بازی کنم.

یه شایعه بساز.

علیرضا عباسفرد از بوندس لیگا پیشنهاد دارد.

یعنی نمی تواند یه روز به آلمان برود؟

آلمان رفتن که کاری ندارد یک بلیت می خری و می ری اما رفتن به بوندس لیگا کار سختی است به خصوص برای من و عباسفرد.

رکورد مهدی؟

رکورد خاصی ندارم.

رکورد سرعت؟

همیشه مثل یک آدم سر به زیر سوار ماشینم می شوم آرام سر تمرین می روم و آرام بر می گردم.

یعنی هرگز 150 کیلومتر هم نرفته ای؟

با ماشی هرگز اما...!

اما چی؟

یک موتور 1000 دارم که با آن چند باری شلوغ کرده ام.

این شلوغی تو چند کیلومتر در ساعت بوده است؟

در جاده فیروزکوه یک بار عقربه موتور را به ته کیلومترشمار چسباندم.

نمی گی چند تا بود؟

240 کیلومتر در ساعت بود.

لابد اگر کیلومترشمار 260 تا بود باز هم گاز می دادی؟

300 تا هم بود آن را پر می کردم شیطان رفته بود توی جلدم.

تا چپ نکردی برویم سراغ سئوال بعدی. تجربه تو از جهنم؟

حالا چرا جهنم؟ این همه تجربه خوب دارم.

جهنم جذاب تر است.

برای تو شاید اما من از آن فراری هستم. امیدوارم هرگز آن را تجربه نکنم.

خاطره امیرآبادی از بهشت؟

باور کن این را هم تجربه نکرده ام.

نه از جهنم تجربه داری و نه از بهشت؟

نه به خدا من روی کره زمین زندگی می کنم. آهان بنویس بهشت زیر پای مادران است.

بزرگترین ضرری که زدی؟

شکر خدا به هیچ کس ضرری نزده ام.

همه این حرف را میزنند یعنی مطمئن باشم که ضرر نزده ای؟

نه همیشه مراقب حق الناس هستم.

بزرگترین ضرری که خوردی؟

زیاد نبود اما چون طرف فکر می کند خیلی زرنگ است بالاخره یک روز گوشش را می گیرم.

مبلغ چقدر بود؟

10 میلیون تومان. البته به نظر خودم بزرگترین ضرری که به من خورد نرفتن به جام جهانی 2006 آلمان بود.

اگر فوتبالیست نمی شدی چه کاره می شدی؟

اعتراف می کنم هرگز نمی توانستم موفق باشم. لطف خدا بود که توانستم در این وادی با موفقیت گام بردارم.

در چه زمینه ای اصلا استعداد نداری؟

آواز خواندن، چند بار خواستم آواز بخوانم که با اعتراض اطرافیان پشیمان شدم.

آرزوی دوران کودکی؟

دوست داشتم خلبان شوم.

همه دوست دارند خلبان شوند.

پس بنویس تکاور.

پس به کتک کاری هم علاقه داری؟

خیلی، به شرطی که کتک نخورم.

هنوز هم جرات می کنی با علی دایی شوخی کنی؟

چطور؟

زمانی که با هم در اردوی تیم ملی بودید با هم زیاد شوخی می کردید این در حالی بود که کمتر کسی جرات می کرد با علی شوخی کند.

آن موقع هر دو ملی پوش بودیم اما حالا دایی سرمربی تیم ملی است و من یکی به خودم اجازه نمی دهم با وی شوخی کنم البته در دنیای خارج از فوتبال ما دو نفر همان دوستان قدیمی و صمیمی هستیم.

چرا اینقدر به تعویض ماشین علاقه داری؟

هر کسی به یک چیزی علاقه دارد، من هم به تعویض ماشین.

بیشتر به کدام اتومبیل علاقه داری؟

هر ماشینی که اتومبیل سال باشد.

اوج آرزوی امیرآبادی در فوتبال؟

به سه آرزو رسیده ام؛ قهرمانی در بازی های آسیایی بوسان، قهرمانی با استقلال در لیگ برتر و جام حذفی اما دو آرزوی دیگر دارم که ان شاا... برآورده شود. 1-قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا 2-رفتن به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی.

ان شاا... به آرزویت برسی. آخرین روز مهدی امیرآبادی؟

هر موقع قسمت شود امیدوارم طوری زندگی کرده باشم که از رفتم به وحشت نیفتم.

تا به حال به نبودن فکر کرده ای؟

منظورت حتما مرگ است. راستش را بخواهی نه. زیاد با واژه مرگ رابطه خوبی ندارم اما می دانم که فرشته مرگ همیشه دور و بر من و دیگر آدم هاست. یک روز هم به همه ما سر خواهد زد. باید رفت. هر وقت به بهشت زهرا می روم و آن همه مزار را می بینم روحیه ام خیلی عوض می شود. بد نیست هر از گاهی آدم به بهشت زهرا برود.

آشنا ترین فردی که در بهشت زهرا دیده ای؟

در بهشت زهرا نه اما در روستای کولیور بندر انزلی آشناترین آشنای فوتبالیست ها آرام گرفته است؛ مرحوم سیروس قایقران.

حرفی که در دلت مانده باشد؟

فوتبال با تمام غم و شادی هایش یک روز برای هر بازیکنی تمام می شود اما حواسمان باشد این وسط جوانی خود را گم نکنیم. حواسمان باشد که طوری زندگی نکنیم که بعدها از بابت آن پشیمان شویم. فوتبال فرصتی است برای یافتن دوستان جدید و نزدیک شدن به مردم. در این مقطع زمانی باید دوستان بیشتری پیدا کنیم. باید با مردم صمیمی تر باشیم. چون فردا روز که فوتبال تمام شد و غم ها و شادی هایش را فراموش کردیم طوری نباشد که مردم ما را فراموش کنند.

یک دروغ گفتی مبنی بر اینکه ازدواج کرده ای اما حالا راستش را بگو کی ازدواج می کنی؟

هر وقت خدا قسمت کند. این مرحله از زندگی به خواست افراد نیست بلکه باید اون بالایی بخواهد تا بتوانی ازدواج کنی!

نام فرزند اولی؟

هنوز به آن فکر نکرده ام. البته از اسم های زیادی خوشم می آید.

 

************************************************

۳ اسفند تولد مهدی امیرآبادی عزیز

تولدت مبارک عزیزم...

نوشته شده توسط مبينا در ساعت 20:52 | لینک  |